مرتضى مطهرى

449

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

من نفهميدم اين بريتانياى جديد كه در آنجا گوشت انسان را مىفروشند كجاست ؟ ! . [ يكى از حاضران به شوخى ] : همان بريتانياى كبير . استاد : بله ، يك وقت در روزنامه خواندم كه يكى از سياهان به انگلستان رفته بود ، با يكى از ديپلماتهاى انگليسى صحبت مىكرد . آن ديپلمات به او گفته بود : آيا استعمار بد كرد كه آمد شما را آدم كرد ؟ شما تا ديروز آدم مىخورديد . حالا چه مىگوييد ؟ گفته بود : فرق ما و شما اين است كه اگر ما آدم مىخورديم ، آدم را يك دفعه پاره مىكرديم و مىخورديم . شما آدم را قشنگ مىپزيد ، بعد پوستش را مىكَنيد ، گوشتش را جدا مىكنيد ، بعد مىآييد سر سفره قاشق و چنگال مىگذاريد ، بشقاب مىگذاريد ، اين‌طور آدمها را مىخوريد . ما آن جور مىخورديم ، شما اين‌جور داريد مىخوريد . مىگويد : مىتوان به آسانى صدها مثال ديگر براى نماياندن اينكه امور زشت و ناپسند زمان و مكان ما در زمان و مكان ديگرى خوب و پسنديده هستند ، ذكر كرد . يكى از صاحب نظران يونان باستان مىگويد اگر آداب و رسوم مقدس سرزمينى را جمع كنيد و بخواهيد آن مقدار از آداب و رسوم را كه در سرزمينى ديگر زشت و ناپسند شمرده مىشود از آن برداريد ، چيزى بر جاى نخواهد ماند . در مسئلهء آداب و رسوم حرف درستى است ، شايد هم همين جور باشد . ولى تو الآن مىگويى آداب غير از اخلاق است ، و واقعاً هم غير از اخلاق است . مثال آداب ، ربطى به مسئلهء نسبيت اخلاق ندارد و مثال اخلاق همان مثالهايى است كه ما عرض كرديم . علماى اخلاق هم اينها را به عنوان اخلاق ذكر مىكنند نه آداب عرفى كه در جوامع مختلف فرق مىكند . بنابراين ما نمىتوانيم تحت عنوان « نسبيت اخلاق » كه اينها ذكر كرده‌اند و نسبيت آداب را طرح كرده‌اند ، نسبيت اخلاق را بپذيريم . بعد يك چيزهايى ذكر مىكند كه در دورهء صيادى اخلاق چگونه بود و چه